شهرگان
شما اینجا هستید: مقالات تاریخی - فرهنگی گوشه‌هائی از تاریخ اجتماعی ایران / پشت پرده‌های حرمسرا


گوشه‌هائی از تاریخ اجتماعی ایران / پشت پرده‌های حرمسرا

شهرگان - پنج‌شنبه، ۲۱ آبان ۱۳۸۸ / ۱۲ نوامبر ۲۰۰۹ / ۱۸:۱۵
تألیف: حسن آزاد
ـ بخش چهارم ـ

وضع خانواده در کمون اولیه
دوره‌ی مادر شاهی
در دوره‌ی کمون اولیه همان طور که کار و تولید عمومی بود، زن‌ها و مردها نیز به یکدیگر تعلق داشتند. در این دوره تقریبا تمام اموال اشتراکی بود، مالکیت خصوصی وجود نداشت، از فقیر و غنی اثری نبود، زیرا بهره‌کشی و استثمار انسانی از انسان دیگر آغاز نشده بود. مرگان محقق آمریکایی می‌گوید: در اثر تحقیقات به این نتیجه می‌رسیم که خانواده در طول عمر بشر شکل‌های مختلفی به خود گرفته که با شکل امروزی آن کاملا مخالف است. امروز این طور تصور می‌کنند که در دنیا خانواده فقط بر روی وحدت زوج و زوجه یعنی مونوگامی قرار داشته، ولی مطالعه‌ی تاریخ بدوی بشر نشان می‌دهد روزگاری بوده که تعدد زوجات و تعدد ازدواج یکدیگر را تکمیل می‌کرده است، و روابط جنسی بشر در داخل قبیله به هیچ قاعده و اصولی مقید نبود. هر مرد به هر زن و هر زن به هر مرد تعلق داشته است. حسد و فکر زنای با محارم وجود نداشت، زیرا که نه فقط در ادوار اولیه برادر و خواهر با یکدیگر زن و شوهر بودند، بلکه حتی امروز هم روابط جنسی میان والدین و فرزندان در میان عده‌ای از قبایل در آلاسکا، در مرکز آمریکای شمالی، شیلی و هندوستان xkfoin1kgoqrk8jq4bt3مجاز است.
در چنین وضعیتی در هیچ یک از شکل‌های خانواده‌های گروهی، نمی‌توان به تحقیق دانست پدر فلان فرزند کیست، ولی مادرش معلوم است. مادر، کلیه فرزندان خود را فرزندان خانواده مشترک می‌خواند و نسبت به آن‌ها وظایف مادری دارد و سلسله نسب از جانب مادر معین می‌شود.
بعد از دوره‌ی مونوگامیک که مختصری بدان اشاره شد با گذشت زمان، روابط جنسی میان برادران و خواهران و انشعابات دورتر آن‌ها، یعنی زناشوئی در بین اقوام همخون تحریم شد و خانواده سندیاسمیک (۱) بوجود آمد، در این مرحله یک مرد با یک زن زندگی می‌کند ولی تعدد زوجات و رابطه داشتن با زنان دیگر یکی از حقوق مردان است، ولی زن باید کاملا به مرد خود وفادار باشد، و زنای او با قساوت تنبیه و مجازات می‌شود.
در دوره‌ی مادر شاهی فعالیت کشاورزی و سایر اعمال مهم اقتصادی به همت زنان صورت می‌گرفت، به همین مناسبت مردم آن روزگار برای زنان ارزش و مقام بزرگی قایل بودند و نسوان را مظهر نعمت و فراوانی می‌خواندند و قوام و دوام اجتماع را بوجود آنان موقوف می‌دانستند. ارزش اقتصادی زنان سبب شده بود که ریاست اقوام و قبایل با آنان باشد. از مختصات این دوره یکی این که فرزندان فقط در کلان مادران وارد می‌شدند و فقط از او فرمانبرداری داشتند و شوهرها نیز در قبیله‌ی مادران وارد می‌شدند و از بانوی قبیله پیروی می‌کردند، و مردم فقط به اجداد مادری خود احترام می‌نمودند. در اجتماعات قبیله‌ای، مردم یعنی زنان و مردان رؤسای خود را تعیین می‌کردند و راجع به جنگ و صلح تصمیم می‌گرفتند. در این دوره غالبا رؤسای قبیله از بین زنان انتخاب می‌شدند، به همین علت است که این دوره را دوره‌ی مادرشاهی می‌خوانند.
* * *
دوره‌ی پدر شاهی
در کمون اولیه تربیت و نگهداری حیوانات اهلی ابتدا به وسیله مردان صورت می‌گرفت، در حالی که کار پر مشقت زراعت به وسیله‌ی زنان انجام می‌یافت. کم‌کم اهمیت و تأثیر چوپانی در زندگی اقتصادی کلان‌ها آشکار شد و انسان موفق گردید که از گاو و گوسفند و اسب برای فعالیت کشاورزی و شخم زمین استفاده نماید و بار سنگین کشت و زرع را از دوش زنان بردارد. از این دوره است که مقام و ارزش زنان با تغییر طرز تولید تنزل می‌یابد و احترام و قدرت مردان فزونی می‌گیرد و به این ترتیب دوره‌ی مادر شاهی سپری می‌شود و دوره‌ی پدر شاهی جای آن را می‌گیرد.
پس از آن که روابط جنسی میان برادران و خواهران و انشعابات دورتر آن‌ها تحریم شد گروه‌های خانواده‌ی شرکایی به صورت ژنس درآمد، یعنی حلقه‌ی ثابتی از خویشان هم‌خون از شاخه‌ی زن بوجود آمد که اعضای آن نمی‌توانستند میان یکدیگر ازدواج نمایند. تا مدتی که نسب فقط از سمت زنان معین می‌شد، میراث معمولا به نزدیکترین اقوام یعنی به هم‌خون‌های سمت مادر می‌رسید، زیرا ثروت ژنس می‌بایست در خود ژنس باقی بماند، به این ترتیب اگر مالک گله می‌مرد گله‌های او بین برادران و خواهران او و اخلاف آن‌ها تقسیم می‌شد و فرزندان متوفی از پدر خود ارثی نمی‌بردند، ولی با زیاد شدن ثروت و استقرار رژیم پدرشاهی قدرت مرد فزونی گرفت و کم کم نسب به جای آن که از سمت مادر تعیین شود از سمت پدر تعیین گردید و حقوق ارثی در بین هم‌خون‌های سمت پدر تقسیم شد.
یکی از دانشمندان بزرگ اجتماعی، واژگون شدن رژیم مادرشاهی را بزرگترین انقلاب خانواده و شکست بزرگ تاریخی جنس زن می‌شمارد، زیرا از این پس زن اسیر اقتصادی و بنده‌ی شهوت مرد و افزار ساده‌ی توالد و تناسل می‌گردد و مرد در خانه نیز فرمانروای مطلق می‌شود.
به این ترتیب با توجه به مسائل موجود در دوران‌های مادرشاهی و پدرشاهی موضوع مورد بحث را در زمینه وضع زنان و حرم و حرمسراداری ادامه می‌دهیم.
* * *
حرم و حرمسرا
در کتاب تاریخ اجتماعی ایران تعریف مختصر و مفیدی در مورد حرم و حرمسرا در ایران آمده است که در این جا برای شناختن دو محیط یاد شده قسمت‌هایی از آن مطالب را نقل می‌کنیم:
حرم به معنی دقیق کلمه، به منطقه و حریم مقدسی گفته می‌شد که زنان در آن جا منزل داشتند، یعنی آن بخشی از منزل که خانواده، یعنی زن‌ها و بچه‌ها در آن سکونت می‌کردند و کاملا به روی اجانب بسته بود. قبل از اسلام زنان وابسته به طبقات ممتاز محدودیت‌هایی داشتند اما زنان وابسته به طبقات محروم در تمام ساعات در کوی و برزن به کار و فعالیت‌های معمولی خود مشغول بودند.
حرمسرا عبارت از ساختمانی بود شامل حیاط مشجر و گلکاری شده، و آبدان (۲) و ایوان و مهتابی (۳) و غیره که زنان در آن زندگی می‌کردند و غیر از مردان خانواده، احدی در محوطه‌ی آن قدم نمی‌گذاشت، مگر کنیزان و احیانا خادمان که به عنوان خدمتکار در قسمت اندرونی زندگی می‌کردند. با این حال، گاهی فالگیران، ستاره‌شناسان، پزشکان که کمابیش دوره‌گرد بودند، مگر آن‌ها که دکان پزشکی یعنی عطاری داشتند، و کسبه‌ی دوره‌گرد و نقالان به داخل حرمسرا خوانده می‌شدند. در این موارد، زنان نخست خود را در حجاب مخفی می‌کردند، سپس با آنان وارد گفتگو می‌شدند.
حرم محل زندگی خانوادگی بود. تعدد زوجات با آن که شرعا تجویز شده بود، اصل کلی و مورد علاقه‌ی عموم مردان نبود، چه نگاهداری چندین زن در یک خانه، گذشته از جنبه‌ی اخلاقی، از نظر مالی و اقتصادی، برای همه کس امکان‌پذیر نبود. زیرا ازدواج و پرداخت مهر و نگهداری و تأمین غذا و سایر تنقلات آن‌ها و تحمل اعتراضات زنان و مخارج فرزندان فقط از عهده‌ی اعیان و اشراف برمی‌آمد و ناچار اکثریت مردم به یک زن قناعت می‌کردند.
در دوران قرون وسطا، قسمت اعظم عمر بانوان در محیط خانه، یعنی در حرم سپری می‌شد، فقط در موقع دید و بازدیدهای دوستانه و شرکت در تشریفات خانوادگی یا مذهبی، یا هنگام رفتن به حمام زنانه، حرم را ترک می‌کردند. در آن روزگار، عملا اجتماعات مردان از زنان مجزا بود و مردان فقط با مردان گفتگو و آمیزش می‌کردند و از مسائلی که از لحاظ مردان مهم و جالب بود سخن می‌گفتند.
در شب‌نشینی‌ها و مهمانی‌های شبانه، بیشتر مردان شرکت می‌کردند، و تنها به رقاصه‌ها و کنیزان اجازه‌ی ورود به محفل مردان داده می‌شد. در ادبیات درخشان قرون وسطی همواره مخاطب مردان بودند و جز در موارد استنثایی، نامی از زنان در میان نیست. حتی مردان وابسته به طبقه‌ی اشراف هنگام محاوره با زنان خود، رعایت ادب و احترام را نمی‌کردند. مردان کمتر با زنان خود سخن می‌گفتند و هرگز با آنان از خانه خارج نمی‌شدند. ملاقات و گفتگوی آنان بیشتر در محیط خانه و هنگام صرف غذا بود... حتی هنگام اعیاد بزرگ و تفریحات و شادمانی‌های خانوادگی مانند عروسی و ختنه‌سوران و غیره، زنان و مردان به اتفاق هم در جشن‌ها شرکت نمی‌کردند.
وقت زنان وابسته به طبقات ممتاز بیشتر به کارهای داخلی منزل و تعلیم و تربیت فرزندان و آرایش خود و ترتیب دادن مهمانی‌هایی برای دوستان سپری می‌شد. هنگامی که بانوان از هم پذیرائی می‌کردند، اختگان، خانه را با گل می‌آراستند، حوضخانه و روی فرش اتاق از شاخه‌های یاسمن و گل سرخ پر می‌شد. خواجگان مخده‌ها و نازبالش‌ها را در محل خود قرار می‌دادند، سپس دانه‌های معطر و شاخه‌های عود و تکه‌هایی از عنبر اشهب (۴) در مجمر (۵) می‌افکندند.
در ساعت مقرر مهمانان که بعضی از آن‌‌ها روی خر و استر و برخی بر تخت روان نشسته و کاملا خود را پوشانیده بودند وارد منزل میزبان خود می‌شدند و بی‌درنگ چادر زیبای رنگارنگ و ابریشمین را از سر بر می‌داشتند و کفش‌ها را از پا بیرون می‌کردند. بلافاصله خدمتکاران با لباسی آراسته و قیافه‌ای متبسم، در حالی که گلابدانی نقره‌ای در کف داشتند، به مهمانان نزدیک می‌شدند و در دست هر یک از آنان گلاب می‌ریختند، و به آنان بادبزن و فوطه (۶) ابریشمین می‌دادند، تا چادر خود را در آن بگذارند. به تدریج هر یک از مهمانان بر روی بالش و مخده‌ای که برای آنان پیش‌بینی شده بود مستقر می‌شدند و گفتگوهای پایان‌ناپذیر زنان، در موضوعات مختلف آغاز می‌شد، و راجع به شکل و مد لباس‌ها، طریق خودآرایی و بزک، امور خرافاتی و عقیدتی و راه دلبری از شوهران و دیگر مسائل مربوط به زنان، نظیر عروسی، تولد نوزاد و مخارج زندگی، در تمام مدت روز صحبت و گفتگو می‌کردند. اندیشه‌های خرافی در زندگی مردم آن روزگار تأثیری عمیق داشت، کسانی که غیبگوئی و پیشگوئی می‌کردند، فروشندگان حرز (۷) و تعویذ (۸) و معجون‌ها و مشروبات شهوت انگیز و جادوگران مورد توجه عموم بودند.
همین که موقع خوردن عصرانه فرا می‌رسید، خدمتکاران با سینی‌های بزرگ که با انواع خوراکی‌ها و آچارها (۹) و نقل‌ها و حلواها تزیین شده بود، نزد بانوان می‌آمدند و آن‌ها با میل و اشتهای فراوان به خوردن مشغول می‌شدند، و با حرکاتی عشوه‌انگیز بازوبند و دستبند خود را به صدا در می‌آوردند، و با مهارت انگشتری و ناخن‌های براق و درخشان خود را به رخ رقیبان می‌کشیدند. برای تفریح خاطر بانوان، خوانندگان و رقاصه‌های زن، هنرنمایی می‌کردند، گاه هیاتی از خنیاگران. (۱۰) خوانندگان و جواری (۱۱) در این مجالس شرکت می‌کردند، استادانی هنرمند که از نعمت بینایی بی‌نصیب بودند می‌توانستند در حرم وارد و با دیگر نوازندگان همکاری کنند. زندگی زنان با این که کمابیش به خوبی می‌گذشت از لحاظ روحی و سطح فکر، بسیار منحط و پائین بود.
«ادامه دارد»

پاورقی:
۱- Syndiasmiq
۲ـ حوض، جائی که آب در آن جمع شود، فرهنگ عمید، ص ۵۱.
۳ـ ایوان جلو عمارت، فرهنگ عمید، ص ۱۰۰۸.
۴ـ عنبری که به سپیدی زند، لغت‌نامه‌ی دهخدا، ص ۲۷۰۵.
۵ـ (بکسر اول و فتح سوم) بخوردان، عود سوز، بوی سوز، آتشدان، ظرفی که در آن آتش می‌ریزند. فرهنگ عمید، ص ۹۲۷.
۶ـ (به ضم فا و فتح طا)
۷ـ (به کسر حا و سکون را) دعائی که بر کاغذ نویسند و همراه خود نگاهدارند. فرهنگ عمید، ص ۴۲۱.
۸ـ (به فتح تا و کسر واو) پناه دادن، در پناه آوردن، حفظ کردن کسی، و نیز به معنی دعاهایی که بر کاغذ می‌نویسند و به گردن یا بازو می‌بندند برای دفع چشم‌زخم و رفع بلا و آفت. فرهنگ عمید، ص ۳۲۷.
۹ـ ترشی، ترش، هر چیز خوردنی که آن را در آب‌لیمو یا سرکه خیسانیده باشند و طعمش ترش شده باشد مثل آجیل آچار، به معنی چاشنی هم گفته‌اند. فرهنگ عمید، ص ۵۷.
۱۰ـ آوازه‌خوانان، نوازندگان. فرهنگ عمید، ص ۴۶۵.
۱۱ـ (به فتح جیم و کسر را) کنیزان، دختران، جمع جاریه. فرهنگ عمید، ص ۳۸۴.


آخرین به روز رسانی ( جمعه، ۰۶ آذر ۱۳۸۸ ۰۰:۱۵ )

اضافه کردن نظر


Security code
تازه کردن