پریسا کاکایی، دختری که تفریح اش را درمیان کودکان کار، خانه سالمندان، و شیرخوارگاه آمنه می گذراند، در زندان اوین چه می کند؟
طی ماه گذشته زنان زیادی از فعالان جنبش های اجتماعی روانه بند ۲۰۹ زندان اوین شده اند.
اکثر این زنان را گاه به اسم و گاه به چهره می شناختیم و از حال و هوای زنانه آنان خبر داشتیم . اما آشنایی با خانواده ها خود حکایت هایی جدید را براین آشنایی افزوده است . مصاحبه زیر با خانم پوری علی پور، مادر پریسا کاکایی، از فعالان جنبش زنان است که با بیان خاطرات خویش ، ما را به دوران کودکی و نوجوانی پریسا کاکایی می برد. پریسا کاکایی در وبلاگ شخصی اش و در همه مکتوباتش همواره از حقوق انسانی زنان و حق برابری آنان نوشته است و دغدغه همیشگی اش دفاع ازحقوق زنان به مثابه حقوق بشر است.
- مدرسه فمینیستی: خانم علی پور عزیز لطفا برای ما و خوانندگان، کمی از کودکی پریسا بگویید.
پوری علی پور: پریسا از بچگی خیلی عاطفی و مهربان بود. مخصوصا با بچه های کوچکتر از خودش مهربان تر بود. ۵ ساله که بود در مقطع آمادگی می رفت و در آنجا هم به بچه های دیگر کمک می کرد. برای بچه های کوچکتر از خودش شیر درست می کرد، به آنها شیر میداد، و از آنها مراقبت می کرد. خیلی معتقد بود. نماز می خواند. خیلی به انسانیت معتقد بود. در مدرسه غذای خودش را نمی خورد و به بچه های دیگری که غذا نداشتند هدیه می کرد. خب شاید برای همین رفتار عاطفی و فداکارانه اش بود که در مدرسه همه خیلی دوستش داشتند.
بزرگتر که شد و به نوجوانی و جوانی رسید خیلی خوش برخورد بود. خیلی معاشرتی و مردم دار بود. بی رودربایستی و خودمانی با پدر ومادرهای فامیل و دوستان بحث می کرد به آنها می گفت که با بچه ها چطور رفتار کنند. به محض اینکه توانست در آمدی از خودش داشته باشد سعی می کرد به کسانی که وضعیت مالی خوبی ندارند رسیدگی کند. و خب این کمکی که انجام می داد سعی می کرد کسی نفهمد چون اصلا اهل خودنمایی نبود. مدام با پدر مادرها صحبت می کرد که با بچه های شان مهربان باشند و با عطوفت و احترام با آنان رفتار کنند، به آنها تاکید می کرد که جلوی بچه ها به هیچ وجه دعوا نکنند. چون که معتقد بود روح بچه ها خیلی حساس است و از دعوا و مرافه والدین، آسیب می بیند.
- خانم علی پور با این حساب، پریسا خیلی زود کودکی را پشت سر گذاشته و حالا پس از آن دوران، در همین سالهای اخیر دغدغه ها و علایق پریسا جان بیشتر در کدام حوزه ها بود؟
به حقوق بشر واقعا معتقد بود. دوست نداشت حق کسی ضایع شود. فقط همه هدفش در کار خیر بود. به استقلال زن اعتقاد داشت. می گفت زن باید شجاع باشد، نترسد. سعی می کرد پول جمع کند و به بچه هایی که وضعشان خوب نبود کمک کند. کادو می خرید و به بهانه جایزه به آنها کمک می کرد. به بچه های بی سرپرست کمک می کرد. با مادرها حرف می زد. خیلی اهل مطالعه بود. نمی دانم چرا نتیجه این همه گذشت و مهربانی اش، این بود.
باور می کنید که رشته اش علوم طبیعی بود ولی رشته علوم انسانی را انتخاب کرد، به خاطر علاقه اش به انسانیت. نمی دانم چرا نتیجه این همه انسانیت و از خود گذشتگی، زندان بود؟ تفریح اش این بود که به خانه سالمندان برود. می رفت به افراد مسن کمک می کرد. وقتش را با« کودکان کار» می گذراند. کتاب خیلی دوست داشت، کتاب زیاد می خواند درباره کودکان، مسایل اجتماعی، و زنان. مدتی در یونیسف کار می کرد و برای کودکان سیستان و بلوچستان کار می کرد.
در شیرخوارگاه آمنه کار می کرد. در موسسه عصای سفید کار می کرد. برای نابینایان کتاب می خواند. آنها را به گردش می برد. مدتی با جایزه کتاب زنان کتابخانه زنان همکاری می کرد و خیلی علاقمند بود .
- چطور دستگیر شد؟ نحوه دستگیری پریسا چگونه بود؟
پریسا به ما گفت از اطلاعات به او تلفن کردند و گفتند که خودش را معرفی کند. با پدرش به دفتر پیگیری رفت و بعد از چند ساعت او را به اوین بردند. روز بعدش تلفنی با ما تماس گرفت و گفت که در زندان اوین است.
- آیا تا به حال با شما تماسی گرفته و یا توانسته اید با او در زندان ملاقات کنید؟
تا حالا پنح یا شش بار تلفن کرده است و دو بار هم به ملاقاتش رفته ایم. دفعه دوم همین پنج شنبه گذشته بود که من و پدر و برادرش به دیدنش رفتیم و بیست دقیقه ملاقات کابینی داشتیم. می خواهیم درخواست ملاقات حضوری بدهیم. و امیدواریم که با درخواست ما موافقت کنند و یا اینکه انشاالله آزاد شود و بیایدخانه .
- خانم علی پور هنوز نمی دانید که وضعیت پرونده چطور است و به کجا رسیده و آیا قراری برای آزادی گذاشته اند یا خیر؟
راستش مرتب داریم پی گیری می کنیم و با وکلایش، افروز مغزی و مینا جعفری هم در تماس هستیم تا ببینیم در مورد قرار آزادی دخترم چه باید بکنیم. راستش هم خود وکلا می دانند و هم پریسا در بازجویی گفته ما در یک خانه استیجاری زندگی می کنیم و اصلا سند نداریم که بتوانیم وثیقه بگذاریم و پریسا خودش این را مطرح کرده و اصلا این قرار وثیقه خیلی ناعادلانه است چون بدون توجه به شرایط خانواده ها و حتی بدون توجه به فعالیت های خیر خواهانه این جوانها تعیین می شود.
- وضعیت روحی و جسمانی پریسا چطور بود؟
روحیه اش خیلی خوب بود. رفتار بدی با او نشده بود. هفته ای سه بار حمام می رود. برای او پول بردیم که بتواند شامپو بخرد، بلوز بخرد...روزهای اول سرما خورده بود از بهداری به او قرص داده بودند و خوب شده بود. قرص قلبش را مرتب می خورد. البته پریسا وقتی فشار عصبی اش زیاد می شود درد قلب اش زیادتر می شود و بیشتر باید قرص بخورد امیدوارم که هرچه زودتر به این مشکلات رسیدگی بشود . می دانید اکثر این جوانهای امروز دوران جنینی و شیرخوارگی و کودکی رادر دوران جنگ و موشک باران و سختی و مشکلات گذراندند و این چیزها حتما روی سلامتی جسمی اشان تاثیر گذاشته و طفلک ها دوران جوانی اشان را هم که اینطوری باید بگذارنند. پریسا قرار است به زودی ازدواج کند، داشت برای ازدواجش آماده می شد که بازداشت شد. امیدوارم زودتر برگردد تا بتوانیم برنامه ریزی های ازدواجش را از سر بگیریم.
- حال و اوضاع خودتان و پدر پریسا چطور است؟
راستش اصلاً خوب نیستم. قلبم خیلی ناراحت شده. همه اش گریه می کنم. شب و روز دعا می کنم. غذا که درست می کنم به یاد پریسا هستم . شب از خواب بیدار می شوم به یاد پریسا هستم. سعی می کنم آرام باشم . در ملاقات خیلی خودم را کنترل کردم که با روحیه باشم و وقتی خودش را دیدم بااینکه خیلی لاغر شده بود اما سعی کردم که غمگین نشوم و گریه نکنم. حال پدر پریسا هم خوب نیست. می گوید کاش تلفن کند صدایش را بشنوم. می گوید اگر هفته آینده ملاقات ندهند چیکار کنیم؟
- خانم علی پور آیا خود شما شاغل هستید؟
من معلم باز نشسته هستم. معلم نمونه در مدرسه و منطقه بوده ام. و اصولا نه من و نه پدرش از سیاست و موضوع های سیاسی خوشمان نمی آید و پریسا هم اتفاقا با سیاست و فعالیت سیاسی میانه ای نداشت و بیشتر در حوزه زنان و کودکان وحقوق بشر کار می کرد.پدرش ۳۲ سال در نیروی هوایی کار می کرد. سرهنگ بازنشسته ارتش است.
خانم علی پور از شما متشکریم و امیدواریم که دختر نازنین تان هرچه زودتر آزاد شود و به آغوش گرم و صمیمی خانواده مهربان اش برگردد.
منبع: مدرسه فمینیستی -۱۰ بهمن ۱۳۸۸
| < قبلی | بعدی > |
|---|






Twitter
Facebook