رضا بی شتاب
برای گرامیام «شیوا نظر آهاری»
و دیگر در بندان...
گیر وُ دار اوجِ دولتها غباری ببش نیست
بر هوا چون گردباد اورنگِ شاهی میرود
«بیدل»
رضا بی شتاب
برای گرامیام «شیوا نظر آهاری»
و دیگر در بندان...
گیر وُ دار اوجِ دولتها غباری ببش نیست
بر هوا چون گردباد اورنگِ شاهی میرود
«بیدل»
در آستانه ی دهمین سالگرد از دست دادن عزیز شعر پارسی ایستادهایم. این شعر سالها پیش در اسپانیا یا یاد این "یار، این یگانهترین یار" نوشته شده است.
در آنجا دو چیز بیش از هر چیز مرا به جانب ِ خود میخواند: "ماه" و "گارسیا لورکا" . در ساحل، در دیدارهای مهربان با ماه _ پیاپی _ صدای هوشُربای شاملو با کلام ِ شورانگیز ِ لورکا در جانم می ریخت و مرا تا دور، تا لحظههای پرشور می بُرد.
بی تو سهراب
بهارست سر راه
سبزه و نرگس و سنبل
* * *
۱
پریشانی ات
آتشم زد
ای زاده ی ماه آب
تو شعله وری امروز
و من تبخیر تو.
صفحه 1 از 2