<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<!-- generator="FeedCreator 1.8.0-dev (info@mypapit.net)" -->
<rss version="2.0"  xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <channel>
        <title>شهرگان</title>
        <description></description>
        <link>http://fa.shahrgon.com/</link>
        <lastBuildDate>Thu, 09 Sep 2010 12:01:41 GMT</lastBuildDate>
        <generator>FeedCreator 1.8.0-dev (info@mypapit.net)</generator>
		<atom:link href="http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_ninjarsssyndicator&amp;feed_id=1&amp;format=raw" rel="self" type="application/rss+xml" />        <item>
            <title>گفت و شنید شهرگان با مهسا امرآبادی روزنامه‌نگار و ...</title>
            <link>http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2046:2010-09-09-01-03-09&amp;catid=66:2010-02-11-07-57-14&amp;Itemid=344</link>
            <description><![CDATA[
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><b>شهرگان: خانم امرآبادی شما جزو نخستین کسانی بودید که پس از اعلام انتخابات ریاست جمهوری سال پیش دستگیر شدید. چه مدت در زندان بودید و آزادی شما بر اساس چه شرایطی بوده‌است؟</b><b> </b></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><b>مهسا امرآبادی:</b> من در تاریخ ۲۴ خرداد یعنی درست دو روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بازداشت شدم و مدت دو ماه و نیم در بند امنیتی ۲۰۹ در بازداشت بودم.  آزادی من در شرایطی صورت گرفت که همسرم مسعود باستانی هم در زندان و در بازداشت بود و دقیقا فردای روز آزادی من، دادگاه مسعود تشکیل شد.  البته در آغاز ماه رمضان پارسال، برخی از زنان بازداشتی آزاد شدند و من هم یکی از آنان بودم اما همسرم هنوز در زندان است و حکم سنگینی هم دارد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><b>همسر شما مسعود باستانی همراه با دیگر روزنامه نگاران در بند، مدت محکومیت‌اش را طی می کند.  دلیل محکومیت‌شان چه بود؟ </b><b> </b></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">- همسر من به ۶ سال زندان و پرداخت جریمه نقدی بسیار سنگین ۳۴ میلیون تومانی محکوم شده‌است.  دلیل این جریمه همکاری با نشریات خارجی عنوان شده در صورتی که وزارت اطلاعات به ما گفته بود همکاری با نشریه شهرگان به دلیل آنکه مستقل است و از دولت های متخاصم کمک نمی گیرد، مشکلی هم ندارد و می توانیم همکاری با این نشریه را ادامه بدهیم اما بعد از انتخابات و بازداشت به ما گفتند مرتکب جرم شده‌ایم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><b>آیا تاکنون مسعود باستانی به مرخصی آمد و از نظر سلامتی در چه شرایطی به‌سر می برد؟</b></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">- مسعود در این یک سال و اندی حتی یک روز هم به مرخصی نیامده است و این در حالی است که خوشبختانه بسیاری از بازداشت شدگان بعد از انتخابات ایران، توانستند به مرخصی بیایند اما مسعود و چند نفر دیگر از زندانیان، نتوانسته اند حتی چند ساعت برای درمان به مرخصی بیایند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">در حال حاضر مسعود در زندان رجایی شهر از دندان درد شدیدی در رنج است و اخیرا به عفونت دهان و فک هم دچار شده و متاسفانه در زندان رجایی شهر امکانات مناسب برای درمان وی وجود ندارد و حتی رییس این زندان هم معتقد است این مشکل در زندان رجایی شهر نمی تواند حل شود.  مسعود از بهمن ماه ۸۸ به زندان رجایی شهر منتقل شد و چندین ماه با افرادی هم بند بود که جرم هایی نظیر قتل و قاچاق مواد مخدر مرتکب شده بودند و این موضوع به شدت ما را نگران کرده بود - هرچند که این افراد هم بنا به شرایط بد جامعه، در زندان هستند - اما به هر حال تفکیک زندانیان بر اساس جرایم از اصولی است که همه آن را قبول دارند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><b>روحیه مسعود چطور است؟</b></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">خوشبختانه روحیه بسیار خوبی دارد و روزها را به مطالعه می گذراند.  بسیار مطالعه می کند و معتقد است باید از  این بحران برای خود فرصت درست کنیم و همیشه هم من را تشویق می‌کند بدون در نظر گرفتن اینکه او در زندان است، از فرصت‌های زندگی استفاده کنم تا هنگامی که این بحران تمام شد، از خیلی جهات رشد کرده باشیم و این سالهای جوانی را هدر نداده باشیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">الان مسعود به همراه دوستان دیگر در زندان رجایی شهر هستند، هرچند که از برخی تبعیض‌ها ناراحت هستیم و به آن انتقاد داریم، اما امیدوارانه به انتظار فردا نشسته‌ایم و قطعا فرداهایی روشن در انتظار ما است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><b>در حال حاضر وضعیت شما چگونه است؟</b></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">- من در حال حاضر منتظر برگزاری دادگاهم هستم. بر اساس احضاریه‌ای که چندی پیش به دستم رسیده است، روز 21 مهر ماه دادگاه من در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه تشکیل می شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><b>قاضی محمد مقیسه همان کسی نیست که در سال ۱۳۶۷ نقش فعالی در دوران کشتار زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت داشته و تاکنون جرم‌های سنگینی  نیز به بهاره هدایت، میلاد اسدی، زهرا جباری و معصومه یاوری داده است؟</b></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">- بله ایشان همان قاضی است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><b>دلیل احضار مجدد شما به دادگاه در تاریخ بیست و یکم مهر چیست؟</b><b> </b></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">من به دلیل پرونده ای که سال گذشته برای آن بازداشت شدم به دادگاه احضار شده‌ام.  یعنی مراحل مقدماتی پرونده من مانند بازجویی و بازپرسی تمام شده و در مرحله دادگاه است.  اتهامات من اقدام تبلیغی علیه نظام و توهین به رییس جمهور عنوان شده است.  از طرف دیگر هم کارهای مسعود را پیگیری می کنم و منتظر پاسخ مسئولین هستم.  متاسفانه چندین بار درخواست مرخصی برای مسعود داده‌ایم اما دادستانی هیچ پاسخی نمی دهد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><b>در ایران چه سازمان‌ها و نهادهای مستقلی برای پیگیری و دادخواهی باقی مانده‌است؟</b><b> </b></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">- در ایران که به سازمان‌ها و نهادهای دولتی و قضایی برای دادخواهی امیدی نیست. سازمان‌ها و نهادهای مردمی و «ان جی او»ها در ایران هم که در شرایط کنونی، یا کار نمی کنند یا بسته شده‌اند و اعضای آنان در زندان هستند.  بنابراین تنها می‌توان به نهادهای حقوق بشری سازمان ملل و مستقل امید داشت که تا الان هم زحمات بسیاری کشیده‌اند اما باید به مقوله روزنامه‌نگاران زندانی توجه بیشتری نشان بدهند.  روزنامه نگاران در این دوران بسیار مظلوم واقع شدند.  نگاهی به احکام سنگین آنان و تعداد زیاد بازداشتی روزنامه نگاران نشان می‌دهد که فشار بر ما برای حکومت بسیار کم هزینه تر از بازداشت سیاسیون است چرا که این روزنامه نگاران همیشه مستقل و همواره منتقد بوده‌اند و نباید فراموش کرد که روزنامه نگار، تنها حرفه خود را انجام می دهد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><b>قضاتی که در قوه قضائیه گماشته شده‌اند، هدف شان به نوعی انتقام‌جویی از دانشجویان، فعالان سیاسی و حقوق بشری، روزنامه نگاران و . . . بوده‌است.  </b><b><br /></b></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">-  به نظر من در این دوره بازداشت افراد، انتقام دولت از منتقدانی است که ۴ سال ابتدای دولت احمدی نژاد از او و عملکرد کابینه او انتقاد کرده‌اند و تنها جرم این افراد هم انتقاد از دولت بوده است.  ما هیچ گاه قصد و حتی ادعای براندازی و مخالفت با نظام را نداشته ایم، تنها خواستار اصلاح در کشور بوده‌ایم و این جرم بزرگ همه ایرانیان است.  قضات دادگاه انقلاب هم، که در این یک سال نشان دادند، استقلال قوه قضاییه به شدت مخدوش شده و حتی برخی از آنان علناً اعلام می کنند که نظر وزارت اطلاعات بر فلان پرونده خوب یا بد است و مطابق نظر وزارت اطلاعات حکم صادر می کنند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><b>چه انتظاراتی از هموطنان خارج از کشور خود دارید؟</b><b> </b></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">-  هموطنان خارج در کشور تا کنون هم، همبستگی و همراهی زیادی با جنبش سبز و مردم داخل ایران نشان داده‌اند اما نکته‌ای که وجود دارد این است که هم وطنان ساکن کشورهای دیگر، باید بدون در نظر گرفتن عقاید سیاسی‌شان به خواسته‌ها و مطالبات مردم ایران و جنبش سبز احترام بگذارند و نقش حمایتی خود را ادامه بدهند.  باید قبول کرد که جنبش سبز خواسته‌هایی به حق دارد و ایرانیان خارج از کشور باید به این خواسته‌ها احترام بگذارند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><b>ممنون از پذیرش این گفت و شنید. </b><b> </b></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">- ممنون از شما</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #800000;">این گفت و شنید در تاریخ چهارشنبه ۸ سپتامبر ۲۰۱۰ از طریق ایمیل انجام شد.</span></p>]]></description>
            <author> hadi@shahrgon.com (هادی ابراهیمی)</author>
            <pubDate>Thu, 09 Sep 2010 00:57:22 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2046:2010-09-09-01-03-09&amp;catid=66:2010-02-11-07-57-14&amp;Itemid=344</guid>
        </item>
        <item>
            <title>  وضعیت نامشخص نسرین ستوده پس از مراجعه به دادسرای اوین</title>
            <link>http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2045:2010-09-04-19-30-22&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</link>
            <description><![CDATA[
<p style="text-align: justify;">بر اساس آن برگ احضاریه، صبح امروز شنبه سیزدهم شهریور وی به همراه وکیل اش، نسیم غنوی به دادسرای اوین مراجعه کردند. نسیم غنوی گفت: «من در آنجا اعلام وکالت کردم و وکالت من پذیرفته شد و در پرونده ثبت شد، اما به من گفتند که در جلسه بازپرسی نمی توانم حضور داشته باشم. برای همین نسرین ستوده پیش بازپرس رفت برای تفهیم اتهام و من از اوین بیرون آمدم و از آن زمان تاکنون دیگر نتوانستیم از او خبری بگیریم».</p>
<p style="text-align: justify;">رضا خندان، همسر نسرین ستوده، نیز گفت: «پس از ساعت ها انتظار، از همسرم نسرین خبری نشد و از این رو به همراه نسیم غنوی برای پیگیری وضعیت وی، عصر دوباره به اوین مراجعه کردیم. اما به ما گفته اند که هنوز مشخص نیست که قرار بازداشت برای ایشان صادر شده یا نه ولی تا این ساعت که هنوز از اوین بیرون نیامده است». نسیم غنوی احتمال می دهد که بازپرس قراری برای نسرین ستوده صادر کرده است و او را نگه داشته اند. نسیم غنوی می گوید: «پس از تفهیم اتهام، بازپرس موظف است طبق قانون قراری برای او صادر کند، حال این قرار آیا قرار بازداشت است یا کفالت و یا وثیقه، فردا صبح احتمالا مشخص می شود». وی در پاسخ به اقدام بعدی اش در مورد مشخص شدن وضعیت نسرین ستوده می گوید: «ما فردا صبح دوباره به اوین مراجعه خواهیم کرد تا ببینیم قراری که برای نسرین ستوده صادر شده چیست».</p>
<p style="text-align: justify;">لازم به ذکر است که نسرین ستوده در سال 2008 جایزه بین المللی حقوق بشر را از کمیته بین‌المللی حقوق بشر ایتالیا که سازمانی غیر دولتی در زمینه حقوق بشر است، دریافت کرد. نسرین ستوده که از اعضای اولیه کمپین یک میلیون امضاء و نیز در دوره ای عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از کودکان بوده است، پس از سال ها محرومیت از وکالت بالاخره توانست پروانه وکالت خود را بگیرد و از آن زمان تاکنون به طور رایگان وکالت بسیاری از فعالان جنبش زنان و دیگر فعالان مدنی را برعهده داشته و نیز پرونده های بسیاری را در زمینه کودکان قربانی کودک آزادی و نیز اعدام کودکان زیر 18 سال برعهده داشته است. از وی همچنین مطالب بسیاری در زمینه مسائل زنان منتشر شده است. ستوده کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل خود را از دانشگاه شهید بهشتی گرفته است و دارای دو فرزند خردسال است.</p>
<p style="text-align: justify;">منبع: مدرسه فمینیستی</p>]]></description>
            <author> hadi@shahrgon.com (شهرگان)</author>
            <pubDate>Sat, 04 Sep 2010 19:26:00 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2045:2010-09-04-19-30-22&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</guid>
        </item>
        <item>
            <title>«شناخت از زن در ارتباط با شناخت از مرد است»</title>
            <link>http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2044:l-r&amp;catid=60:2009-09-19-00-04-03&amp;Itemid=337</link>
            <description><![CDATA[
<p style="text-align: justify;">عزت گوشه‌گیر چهار کتاب شامل یک مجموعه شعر «مهاجرت در آفتاب»، دو مجموعه قصه «...و ناگهان پلنگ گفت زن» و «آن زن، آن اتاق کوچک و عشق»، و یک مجموعه نمایشنامه «دگردیسی» و «حاملگی مریم» به زبان فارسی به چاپ رسانده است.  نمایشنامه‌های او به زبان انگلیسی در شهرهای مختلف آمریکا به روی صحنه آمده و در جُنگ‌های ادبی به چاپ رسیده‌اند، از جمله  «مده آ در فالوجه به دنیا آمد»، «اسم من اینانا است»، «فدرای دیگر در بیابان» و «دو کودک ایرانی» در کنفرانس سالانه Women and theatre Program و ATHE Conference.</p>
<p style="text-align: justify;">وی هم اکنون در دانشگاه دپال به تدریس نمایشنامه‌نویسی و قصه‌نویسی مشغول است.</p>
<p style="text-align: justify;">گوشه‌گیر در گفت و گوی خود با رادیو دویچه وله می‌گوید:</p>
<p style="text-align: justify;">«من از دوران بچگی‌ام بدون اینکه کسی به من گفته باشد که خاطراتت را بنویس یا چیزی بنویس، خودم علاقمند به نوشتن بودم و خاطره‌نویسی جزیی از وجود من است...</p>
<p style="text-align: justify;">... ولی، موقعی که وارد خاک فرانسه شدم و بعد هم آمدم به آمریکا فکر کردم که روزانه باید هر چیزی را که بر من اتفاق می‌افتد و یا هر چیزی را که حس می‌کنم، بنویسم...»</p>
<p style="text-align: justify;">در همین گفت و گو، گوشه‌گیر اذعان می‌کند؛ حقیقت‌نویسی خودش زنانه‌نویسی است یا زنانه‌نویسی خودش حقیقت‌نویسی ست.  وی بعنوان یک زن در مهاجرت با یک جهان بسیار متفاوت روبرواست و تلاش می‌ورزد تا موجودیت خودش را در محیط تازه کشف کند.</p>
<p style="text-align: justify;">او شاعری است که کمتر به چاپ آثار شعری‌اش پرداخته و تقریباً تمام نوشته‌هایش مربوط به مسایل زنان است.  یک نمونه کوتاه از «یادداشت‌های دلتنگانه تابستانی» او را می‌خوانیم:</p>
<p style="text-align: justify;">«<strong>دعا خلیل آسواد</strong><br />گفتم: من هرگز گاوهای زخمی را در صحنه‌های گاوبازی ندیده‌ام. سگ‌های زخمی را هم در سگ بازی.  خروس جنگی‌ها را هم ندیده‌ام.  قتل‌عام گوریل‌ها و کرگدن‌ها را هم نه... اما سنگسار «دعا خلیل آسواد» را از ۲۷ اپریل تاکنون هر روز دیده‌ام.  و از روز ۲۷ اپریل رنگ قرمز یعنی دعا٬ پیراهن قرمز یعنی دعا٬ گرمکن قرمز یعنی دعا... موی سیاه بلند تابدار یعنی دعا... زن یعنی دعا... دعا یعنی دعا... دعا... دعا، که ایستاده است تماما توی تن من... شاید در چشمهایم یا در کنج استخوانم که یک روز بروم در همان میدان و در همان میدان او را دوباره به دنیا بیاورم از سنگ مرمر با یک گرمکن قرمز...</p>
<p style="text-align: justify;">خندید آن زن و گفت: هر روز رخ می‌دهد از این دست٬ فقط ما نمی‌بینیم! وقتی که رفت دیگر رفت!</p>
<p style="text-align: justify;">آیا او آن قبیله مردان را فراموش کرده است از لحظه کندن دامن دعا از تن تا سوت و سنگ و لگد و خرد شدن استخوان‌هایش و شیار خون... و لحظه استمناء قبیله‌ای از مردان...»</p>
<p style="text-align: justify;">او می‌گوید: «مسئله‌ی اصلی من شناخت و هویت زن است، لایه‌های متفاوتی که در روح زنان است. من تصور می کنم که شناخت زن در ارتباط با شناخت مرد است، یعنی چیزی که ما زنها در طول تاریخ مبارزات زنان کمتر مورد توجه قرار داده‌ایم، مسایل مردان است.  چون در حقیقت مردها از وجود و از بطن ما زاده شده‌اند. برای اینکه این وجه را بهتر بشناسیم و بتوانیم بعنوان زن در کلیت جهانی، بهتر با آن روبرو بشویم و اصلا بتوانیم از مسائل خودمان شناختی پیدا کنیم، شناخت مسئله‌ی مردان خیلی مهم است. چون آنموقع است که می‌توانیم به ارتباط متساوی در مورد زنان و مردان با همدیگر بپردازیم.  بخاطر اینکه بهرحال هر جامعه‌ای را ما زنان و مردان باهم می‌سازیم.» [از گفت و گو با رادیو دویچه وله]</p>
<p style="text-align: justify;">عزت گوشه‌گیر حدود ۱۵ نمایشنامه در امریکا نوشته است که اکثرشان روی صحنه رفته و یا روخوانی صحنه‌ای شده‌اند.  وی علاوه بر نمایش‌نامه نویسی به کارگردانی نیز پرداخته است.  از جمله قطعه کوچکى در مورد مسایل زنان، که از قرةالعین شروع و با فروغ فرخزاد ادامه پیدا کرد و با زنان دیگرى مانند مهرانگیز کار و شیرین عبادی خاتمه یافت. که این کار را گوشه‌گیر همراه با رقص، موزیک و حرکت به روى صحنه برد.</p>
<p style="text-align: justify;">گوشه‌گیر در مصاحبه‌اش با رادیو صدای آمریکا می‌گوید:<br />«زنان ایرانی، زنان بسیار قدرتمندی هستند و در طول تاریخ این را نشان دادند ولی تاریخ جهانی از این موضوع بی‌خبر هست.  او در ادامه‌ی این مصاحبه به نقل از یکی از کارگردان‌های آمریکایی به نام فریدمن که سابقه‌ی همکاری با وی را داشته است، می‌گوید: «برای من خیلی عجیب و زیباست که می‌بینم زنان ایرانی هم مثل ما غذا می‌خورند، عشق می‌ورزند، دعوا می‌کنند و مبارزه می‌کنند و تاریخ عظیمی پشت آن‌هاست.»</p>
<p style="text-align: justify;">خانم عزت گوشه‌گیر بدون شک یکی از زنان آگاه و اثرگذار در خارج از ایران است که در شناساندن تاریخ و مبارزات زنان ایرانی به جهان، نقش مهمی را ایفا می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">یادآور می‌شویم که همین امشب خانم عزت گوشه‌گیر در ترای سیتی به قصه‌خوانی و نمایش‌نامه خوانی می‌پردازد.</p>]]></description>
            <author> editor@shahrgon.com (هادی ابراهیمی)</author>
            <pubDate>Fri, 03 Sep 2010 13:51:17 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2044:l-r&amp;catid=60:2009-09-19-00-04-03&amp;Itemid=337</guid>
        </item>
        <item>
            <title>کروبی: هزینه را پذیرفته ام و و تا آخرین لحظه از حقوق ...</title>
            <link>http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2043:2010-09-03-01-03-04&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</link>
            <description><![CDATA[
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">کروبی در این گفت و گوی تلفنی گفت: پس از انتخابات، حوادث مختلفی در کشور رخ داده است که همه تبعاتش را مشاهده کردند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">ما نیز مواضعمان را صریح، شفاف و دلسوزانه طرح کردیم. اما مواضع صریح و روشن من درباره مسایل کشور به مذاق آقایان خوش نیامده و این حوادث و هجمات را ترتیب میدهند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی بار دیگر با بر شمردن موارد اختلاف نظیر تقلب در انتخابات و همچنین مسایل سیاست خارجی گفت: درباره انتخابات نه تنها تقلب بلکه اساسا مهندسی آرا صورت گرفت و از ابتدا سرنوشت انتخابات تعیین شده بود. ما اشتباه کردیم که وارد انتخابات شدیم فکر می کردیم و خوشبین بودیم که ما در این کشور انتخابات داریم اما بعد فهمیدیم اینگونه نیست.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی در عین حال با بیان اینکه از راهی که رفته است پشیمان نیست بر آمادگی خود برای مناظره تاکید کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">کروبی در ادامه با برشمردن مواضعی که خشم حاکمیت را برانگیخته است گفت: درباره مسایل تحریم و مشکلات سیاست خارجی من اعلام می کنم که اساسا بخشی از سپاه به دنبال این وضع هست تا هر چه میتواند بحران درست کند و در سایه تحریم بتواند پول مردم را غارت کند.<a class="jcepopup" target="_blank" title="100902212306_karrubi-attack_226x170_nocredit" href="http://fa.shahrgon.com/images/stories/images/articles/1098/100902212306_karrubi-attack_226x170_nocredit.jpg"><img style="margin: 10px; float: left;" alt="100902212306_karrubi-attack_226x170_nocredit" src="http://fa.shahrgon.com/images/stories/images/articles/1098/100902212306_karrubi-attack_226x170_nocredit.jpg" width="226" height="170" /></a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی همچنین با یادآوری بی کفایتی دولت فعلی در حل مشکلات حیات آن را در گرو بحران دانست و گفت: این دولت که نمیتواند مشکلات سیاست خارجی را حل کند نميتواند مشکلات اقتصاد و فرهنگ را حل کند و در واقع هیچ کاری نمیتواند انجام دهد نیز دنبال ایجاد بحران است و حیاتش در بحران است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">کروبی با تاکید بر اینکه طرفدار جمهوری اسلامی است گفت: اما حکومت فعلی جمهوری اسلامی نیست. نه اسلامیت آن حفظ شده نه جمهوریت آن. آن چه مردم خواستند و برایش انقلاب کردند غیر از این چیزی است که امروز حاکم است. که اگر بود بخش زیادی از مشکلات مردم حل می شد. مردم ایران مسلمان هستند و با اسلام سر جنگ ندارند با جمهوریت سر جنگ ندارند آنچه امروز حاکم است نه جمهوری است نه اسلامی . طبیعی است که از این حرفهای من ناراحت هستند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی با تاکید بر گفته قبلی خود درباره شرکت در راهپیمایی روز قدس، دلیل تجمعات اوباش در این شب ها را همین موضوع ارزیابی کرد و گفت: 5 شب هست که تجمع می کنند شعار می دهند شیشه میشکنند و امشب به اوج رساندند. اما من ایستاده ام هم خودم و هم خانواده ام آماده پرداخت هر هزینه ای هستیم. همین جا هستم و جای دیگر هم نمیروم و برنامه هایم را دارم .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی در عین حال با ابراز ناراحتی از مزاحمت اوباش برای همسایگان و اعضای خانواده گفت: کجای دنیا یک مخالف سیاسی را به خاطر اختلاف یک مشت اراذل و اوباش بچه سال را درست میکنند برای این هیاهو و فحاشی . همین الان که با شما صحبت میکنم و ساعت از 12 شب گذشته است در خیابان مشغول شعار دادن هستند و غم انگیز تر از همه اینکه پس از این همه رسوایی و فحاشی و شیشه شکستن شروع می کنند به قرآن خواندن در خیابان و سینه امام حسین را زدن.  ظاهرا بنایشان این است که آبروی اسلام را هم ببرند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">گفتنی است کروبی در مصاحبه دیگری با سحام نیوز نیز در پیامی از مردم خواست تا امشب از حضور در اطراف منزل ایشان به شدت خودداری کنند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">کروبی در این پیام کوتاه بر حفظ جان و امنیت مردم تاکید کرده و از آنان درخواست کرد که امشب از حرکت به سمت منزل ایشان خودداری کنند. ایشان همچنین از همه همسایگان و عزیزانی که دراین پنج شب مورد آزار و اذیت قرار گرفتند پوزش خواسته و طلب بخشش کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">مهدی کروبی گفت: دراین شب مبارک، آنچه را که خداوند برایم مقدر کرده باشد با تمام وجود پذیرایم و تا آخرین لحظه از حقوق مردم کوتاه نخواهم آمد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی همچین در پی تاکید محافظان و اطرافیان حاضر به ترک ساختمان نشدند و گفتند که تا آخر ایستاده ام.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">منبع: ندای سبز آزادی</p>]]></description>
            <author> info@shahrgon.com (شهرگان)</author>
            <pubDate>Fri, 03 Sep 2010 01:00:05 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2043:2010-09-03-01-03-04&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</guid>
        </item>
        <item>
            <title>عكسی كه ماندگار می شود</title>
            <link>http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2042:2010-09-03-00-59-53&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</link>
            <description><![CDATA[
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">محمد یوسف رشیدی یکی از فعالان دانشجویی چپگرای دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران است که در اعتراضات دانشجویی علیه حضور احمدی نژاد در دانشگاه نقش برجسته ای داشت و از زمان سخنرانی محمود احمدی نژاد در دانشگاه پلی تکنیک در تعلیق از تحصیل به سر می برد. او در هنگام سخنرانی احمدی نژاد پلاکارد بزرگی را در مقابل او بالا برده برد که روی آن نوشته شده بود:«رئیس جمهور فاشیست، پلی تکنیک جای تو نیست.»</p>]]></description>
            <author> info@shahrgon.com (شهرگان)</author>
            <pubDate>Fri, 03 Sep 2010 00:58:04 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2042:2010-09-03-00-59-53&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</guid>
        </item>
        <item>
            <title>نامه فاطمه کروبی به آيت‌الله خامنه‌ای:  اختلاف ...</title>
            <link>http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2041:2010-09-03-00-57-38&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</link>
            <description><![CDATA[
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"> حضرت آيت الله خامنه ای<br />مقام معظم رهبری<br />سلام عليکم</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">احتراما به اطلاع ميرساند که جمعی متعلق به نيروهای بسيج و سپاه در سه شب متوالی، همزمان با شب ضربت خوردن امير المومنين علی (ع) تا شب شهادت آن امام، با تجمع مقابل مجتمع مسکونی متعلق به ما و اشخاص ديگر اقدام به اهانت، آزار و رنجش همسايگان و تخريب اموال کردند. اين گروه سازمان دهی شده که خود را سرباز ولايت ناميدند در شب شهادت بزرگ مرد عالم بشريت و ليله القدر که اهميت معنوی آن بر کسی پوشيده نيست، اوج وحشگيری خود را با بکارگيری الفاظ سخيف عليه همسرم و خانواده، شعار نويسی بر ديوار مجتمع و همسايگان و تخريب اموال نشان دادند. اين جرايم مشهود بنام حمايت از حضرتعالی و در مقابل نيروی انتظامی صورت گرفت و جالب آنکه اين نيرو حتی جرات نزديک شدن به اين جماعت تحت الحمايه را نداشت.همگان بياد دارند که در گذشته حرمت رمضان، ليالی قدر و محرم و صفر را حتی آنان که خود را مقيد به انجام تکاليف دينی نمی دانستند، رعايت می شد اما امروزه جماعتی از خدا بی خبر (آمران و عاملان) تربيت شده اند که با واژه حرمت بکلی بيگانه اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">مقام معظم رهبری</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">جنابعالی بر خلاف اين نوکيسه های بی هويت ما را می شناسيد و ميدانيد که در سال های مبارزه و رنج، همسرم همان يار ديرين امام و پدر مجاهد و بزرگوارش مرحوم حاج شيخ احمد در صف اول مبارزه بودند و بارها توسط ساواک دستگير، زندان و تبعيد شدند اما هيچگاه آرامش و آسايش خانواده نه از سوی ساواک و نه از سوی مزدوران متعلق به رژيم مورد تعرض واقع نشد. اختلاف همسرم با جنابعالی در مسائلی که همگان بر آن واقفند چه ارتباطی با حق زيستن خانواده و آسايش و آرامش همسايگان ما دارد؟ آقای کروبی بارها گفته اند که آماده پرداخت هر هزينه ای بابت اين اختلاف در نگرش هستند. در اين مدت من و فرزندانم ظلم های فراوانی را تحمل کرديم اما محروم کردن ما از دعا و نيايش و تحميل اضطراب به همسايگان در اين ايام مبارک، امری غير قابل قبول و تحمل است. من سعی کردم موردی مشابه در ممالک ديگر بيابم که موفق نشدم. آيا جنابعالی حکومتی را در ميان ملل عقب افتاده که حقوق اوليه افراد در آن لحاظ نمی گردد سراغ داريد که با خانواده و همسايگان مخالفان سياسی چنين کنند؟ و آيا جنابعالی بنام حفظ نظام، تخريب و اينگونه رفتارها غير اخلاقی را مجاز و مشروع می دانيد؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">مزيد اطلاع به استحضار ميرساند که اين تهاجم وحشيانه توسط مامورين نيروی انتظامی و نيرو های امنيتی فيلمبرداری شد و البته اسنادی در اختيار است که در صورت صلاحديد، تقديم می گردد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"> با تشکر و سپاس فراوان</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">فاطمه کروبی</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">۱۰ شهريور ۱۳۸۹</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">منبع: سحام نيوز</p>]]></description>
            <author> info@shahrgon.com (شهرگان)</author>
            <pubDate>Fri, 03 Sep 2010 00:55:17 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2041:2010-09-03-00-57-38&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</guid>
        </item>
        <item>
            <title>تهاجم لباس شخصی ها و بازجويی خيابانی از زهرا رهنورد</title>
            <link>http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2040:2010-09-03-00-55-06&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</link>
            <description><![CDATA[
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">رهنورد در حالی که تلاش می کرد به راه خود ادامه بدهد ، گفت :«آيا حجابم را به معنای پوشاندن صورت می دانيد؟ اگر صورتم را پوشانده بودم که مرا نمی شناختيد!»</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">يکی از آنها به دنبال رهنورد دويد و شانه به شانه او بازجويی خود راشروع کرد: « به من بگو ، تو در زمان انقلاب کجا بودی؟ آيا دين داشتی؟ مخالف بودی يا موافق؟ با چه کسی يا کسانی همکاری می کردی؟»</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">در ادامه ، يکی ديگراز لباس شخصی ها شانه به شانه رهنورد که بی اعتنا سعی می کرد از محل دور شود ، قرار گرفت و بازجويی خيابانی را ادامه داد .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">رهنورد در پاسخ به سوالاتی که اغلب با توهين همراه بود ،گفت « اگر آزادی خواهی ، دفاع از حقوق مردم و دفاع از حقوق زن جرم است ، آری ! من مجرم هستم .شما می توانيد هرجرم ديگری را هم که دولت می پسندد به آن اضافه کنيد.»</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">بازجو هايی که مشخص نيست از سوی چه نهاد يا سازمانی رهنورد را در خيابان مورد بازجويی قرار داده بودند، اين بار فرياد زدند :«طفره نرو ! تو دروغ می گويی ، جواب سوال های ما را بده که زمان انقلاب کجا بودی و چکار می کردی؟»</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">رهنورد پاسخ داد: « من به بازجويی خيابانی جواب نمی دهم ، من يک زن مبارز و آزادی طلب هستم ، اگر واقعا علاقمند به شنيدن پاسخ های من هستيد ،به جای بازجويی در خيابان ، يک روز به دفترم بياييد و لااقل من را در دفترم بازجويی کنيد و نه در خيابان .»</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">زهرا رهنورد ، يکی از همراهان جنبش سبز است که در يکسال گذشته بارها مورد تهاجم نيروهای لباس شخصی و حتی گارد ويژه پليس در خيابان قرار گرفته است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">به گزارش رسانه های مختلف ،دکتر زهرا رهنورد‌، استاد دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران يک بار در محوطه اين دانشکده در حالی که برای بزرگداشت روز دانشجو آماده می‌شده مورد تهاجم لباس شخصی های زن قرار گرفت.اين افراد با تعقيب رهنورد در خارج از دانشگاه در ميانه خيابان وصال در حالی که او سوار ماشين بود گاز فلفل را از فاصله بسيار نرديک به صورت وی پاشيدند که منجر به آسيب‌ديدگی شديدش شد.همان موقع وضعيت ريوی و بينايی رهنورد به دليل پاشيدن گاز فلفل از فاصله نزديک دچار آسيب ديدگی جدی شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">يکبار ديگر نيز يک گروه ۱۲ الی ۱۳ نفره از زنان لباس شخصی با حضور در دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران قصد حمله به رهنورد را داشتند که با اقدام به موقع حراست دانشگاه موفق به اين کار نشدند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">زهرا رهنورد بار ديگر هنگامی که از ميدان صادقيه تهران قصد شرکت در راهپيمايی ۲۲ بهمن را داشت با محاصره و حمله نيروهای لباس شخصی مواجه شد. لباس شخصی‌ها با باتوم و مشت به رهنورد حمله کرده و سر و کمر او را مورد اصابت قرار دادند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">تهاجم به رهنورد تنها به صورت فيزيکی عليه او اعمال نشده است و بارها نيز رسانه های اقتدارگرايان و حامی دولت او را در رسانه های خود مورد اتهام و ترور شخصيت قرار داده اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">منبع: ، کلمه</p>]]></description>
            <author> info@shahrgon.com (شهرگان)</author>
            <pubDate>Fri, 03 Sep 2010 00:51:24 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2040:2010-09-03-00-55-06&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</guid>
        </item>
        <item>
            <title>دکتر علی بهزادی، مدير مجله سپيد و سياه چشم بر دنيا بست</title>
            <link>http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2039:2010-09-03-00-50-19&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</link>
            <description><![CDATA[
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">باور نمی‌کنم، همين ديروز بود (شنبه ۶ شهريور) که در مراسم فوت مادر بهروز بهزادی، سردبير روزنامه‌ی توقيف‌شده‌ی اعتماد، در مسجد رضا کنار دست استاد نشسته بودم، وقتی آقای دعايی مديرمسئول روزنامه‌ی اطلاعات که هميشه در چنين مراسمی پيش‌قدم بوده و بی‌تکلف و بی‌بادی‌گارد حضور دارند، در رديف پشت سر ما نشستند، استاد سرشان را کمی به جلو آوردند و گفتند، دو سال پيش شنيدم پسر مرحوم مسعودی، صاحب روزنامه‌ی اطلاعات به ايران آمده و ايشان (اشاره به آقای دعايی) از او تجليل کرده و حتی يک اتاق کار هم در روزنامه به او داده است، شما شنيديد؟ آهسته در گوش‌شان که ديگر به سختی می‌شنيدند گفتم استاد بنده بی‌خبرم اما اگر بخواهيد از آقای دعايی می‌پرسم، با خنده‌ای گفت، نه ول‌اش کن، من هم شنيدم، می‌خواستم ببينم صحت دارد يا نه. بعد کمی شانه‌های‌شان را برگردانند تا آقای دعايی را ببينند، در همين هنگام فرهاد سپهرام، روزنامه‌نگار خوش‌قلب قبيله‌ی بی‌ياور قلم‌به‌دستان مطبوعاتی، برای خداحافظی به سمت ما آمد و گفت، من ديرم شده بايد بروم، با عجله و با اشاره به استاد گفتم، استاد بهزادی، فرهاد لبخندی زد و گفت افتخار شاگردی ايشان در دانشگاه را داشتم و بعد شانه‌های استاد را بوسيد و رفت. در همان هنگام در دل‌ام ضمن تحسين کار زيبای اين هم‌قبيله که از شاگردان استاد نيز بود با خود گفتم ای کاش من هم افتخار تلمذ از محضر اين بزرگ‌مرد را داشتم اگرچه بی‌نصيب از فيض محضرشان نبودم، خاصه آن روزی که فرانه خانم دختر استاد، که نام‌اش با مجله دانستنی‌ها، همان نشريه‌ی بی‌تکرار و به‌ياد ماندنی که اولين مجله دائره‌المعارف رنگی کشورمان بود و حالا بخشی از نوستالژی نسل من در ۳ دهه‌ی گذشته است، گره خورده، برای انتشار مجدد مجله دانستنی‌ها به همراه پدر بزرگوارشان استاد بهزادی به دفترم آمده بودند، آن روز من بودم و آفتاب، ديگر حتی فرانه‌خانم هم که در آن روز از بيماری کليه رنج می‌بردند و ناظر گفت‌وگوی ما، گويی بين ما نبودند، کلام استاد بود که چون دُر به جانم می‌ريخت طرفه آن‌که او را با ترفندی زيرکانه به گفتن رمز و رموز اين حرفه‌ی بی‌پير کشانده بودم و او می‌گفت آن‌چه را بايد شاگرد ابجدخوان نشسته در مقابل‌اش می‌آموخت. از فرانه‌خانم گفتم، راستی او اکنون با اين غم چه می‌کند؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">برای اهل قبيله‌ی مطبوعات نمی‌نويسم که يار با يار به يک چشم‌زدن می‌گويد؛ روی سخن‌ام آنانی‌ست که موی در آسياب عمر سپيد کردند و نام مجله‌ی سپيد و سياه، هنوز هم چون خاطره‌ی خوش در يادشان مانده، مجله‌ای که آغاز انتشارش سال ۱۳۳۲ بود و پايان‌اش در مرداد سال ۱۳۵۳ با حکم توقيف رقم خورده است. و دريغا که پس از انقلاب هم با همه تلاشی که استاد برای انتشار مجدد سپيد و سياه داشت، در سال ۵۸ باز هم متوقف می‌شود. توقيفی که زندگی مخفی را برای استاد به ارمغان داشت که به گفته ناصر تقوايی کارگردان مشهور سينما که از اقوام نزديک استاد است، اين مکان امن خانه‌ی تقوايی بود و نهايتا پس از گرفتن وکيل تبرئه می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">می‌گويند از مهم‌ترين و مشهورترين نشرياتی که نام‌شان به قول معروف جنبه‌ی استعاره داشته مانند مجله خاک و خون، محسن پزشک‌پور، مجله سپيده و سياه استاد دکتر علی بهزادی بود که اگر چه مشی سياسی مطلق نداشته اما هم‌واره گرفتار محرم‌علی‌خان زمانه.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">استاد بهزادی به روزنامه‌نگاری عشق می‌ورزيد، با اين‌که تحصيلات‌اش در حقوق بود اما هم‌واره خود را روزنامه‌نگار می‌دانست، خاطره‌ای از روزهای اوليه راه‌اندازی سپيد و سياه از استاد شنيدم که می‌گفت سه‌شنبه ۱۵ مرداد سال ۳۲ روز قبل از اولين انتشار نشريه خدمت مرحوم جناب کاشی‌چی، مدير انتشارات گوتنبرگ رفتم. از ايشان خواستيم درباره نشريه‌ای که آن زمان ۴ صفحه بود نظر دهد. ايشان گفتند که چنين مجله‌ای نمی‌گيرد چون سرمقاله‌ای کوبنده ندارد و پاورقی‌های آن کم است. آن روز خيلی دل‌ام شکست اما با تغييراتی که انجام شد کار مجله گرفت و ...</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">سيدفريد قاسمی در کتاب خاطرات مطبوعاتی، خاطره‌ای را از قول استاد بهزادی با عنوان لغو موقت سانسور نوشته است که با کمی خلاصه حکايت آن بدين شرح است :</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">تا اوايل سال ۱۳۴۰ تا قبل از انتخاب کندی دموکرات به رياست جمهوری آمريکا، در ايران سانسور مطبوعات به‌شدت اجرا می‌شد، از يک سو هر روز به وسيله‌ی متصديان قسمت مطبوعات ساواک به سردبيرهای مجلات و روزنامه‌ها تلفن می‌شد و درباره‌ی اين‌که چه چيزهايی را بنويسيد و چه چيزهايی را ننويسيد دستورهايی داده می‌شد و علاوه بر آن در مورد مجلات يک روز قبل از تاريخ انتشار و در مورد روزنامه‌ها نخستين شماره‌ای که از چاپ خارج می‌شد به وسيله محرم‌علی‌خان به ساواک برده می‌شد و فقط بعد از ملاحظه‌ی مجله و روزنامه و دادن تغييرات در آن، اجازه‌ی انتشار روزنامه يا مجله صادر می‌گرديد. اما ناگهان بر خلاف سنت، محرم‌علی‌خان در روز معين برای گرفتن نشريات نيامد. از آن‌جا که بعد از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا آغاز سال ۱۳۴۰ چنين وضعی سابقه نداشت و در تمام اين ۸ سال مجله‌ها و روزنامه‌ها قبل از انتشار سانسور می‌شدند و ما که نمی‌دانستيم موضوع چيست، برای اولين بار پس از ۲۸ مرداد مجلات خود را بدون سانسور منتشر کرديم... غافل اين‌که رژيمی که بر پايه‌ی ديکتاتوری و سانسور استوار است، نمی‌تواند روش خود را تغيير دهد و دير يا زود سروقت ما خواهد آمد و تلافی اين روزها را در خواهد آورد که چنين هم شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">از مهم‌ترين آثار قلمی استاد می‌توان به سه جلد کتاب شبه‌خاطرات او که به نوعی اتوبيوگرافی است ياد کرد که ماجرای آشنايی خود با شخصيت‌های پرآوازه و معروف کشور و هم‌چنين حوادثی که در طول ۳۰ سال دوران روزنامه‌نگاری‌اش اتفاق افتاده بود، با هنرمندی هر چه تمام‌تر، در اين کتاب با نثری زيبا و ساده و روان به رشته‌ی تحرير درآورد که امروز يکی از منايع مهم تاريخ روزنامه‌نگاری محسوب می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">يادش گرامی و راه‌اش مستدام باد</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">بيژن صف‌سری</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><a href="http://bijan-safsari.com/">http://bijan-safsari.com/</a></p>]]></description>
            <author> info@shahrgon.com (بيژن صف‌سری)</author>
            <pubDate>Fri, 03 Sep 2010 00:42:40 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2039:2010-09-03-00-50-19&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</guid>
        </item>
        <item>
            <title>مصباح يزدی: بعد از آن که جامعه اسلامی تشکيل شد، اگر ...</title>
            <link>http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2038:2010-09-03-00-42-26&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</link>
            <description><![CDATA[
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">به گزارش خبرنگار ايلنا از قم، آيت الله محمدتقی مصباح يزدی، شب گذشته در ادامه سلسله نشست‌های شرح خطبه فدکيه در دفتر مقام معظم رهبری در قم، اظهار داشت: بر اساس فرمايش حضرت زهرا(س) در خطبه فدکيه، ايشان می‌خواهند روی اين نکته تأکيد کنند که به هرحال مسئله اصلی اين است که کسی بايد ادامه دهنده راه پيامبر(ص) باشد که مانند پيامبر(ص) منصوب از طرف خداوند باشد، و بتواند احکام الهی را تبيين کند و اين امر چيزی نيست که توسط مردم تعيين شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">استادحوزه علميه قم، افزود: پيامبراسلام(ص) چندين وظيفه عمده داشت که اولين آن‌ها، ابلاغ رسالت بود، تا حجت بر مردم تمام شود و خودشان بفهمند که بايد چه راهی را انتخاب کنند، و بايد دانست که در اين راه، اکراه و اجبار معنی ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی افزود: در اين مرحله بايستی انحرافات مردم را بيان و راه صحيح زندگی و ارتباط صحيح با خدا را به مردم نشان دهد؛ يعنی بيشترين بحث‌ها، مربوط به بحث های معرفت شناختی است، و به همين دليل رد چنين بحث‌هايی اکراه و اجبار معنی ندارد، چرا که در اين مسائل بايد حجت بر مردم تمام شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">آيت الله مصباح يزدی، اضافه کرد: اما اگر کسانی اين شريعت و دين را پذيرفتند، و بنا گذاشتند که احکام و دستورات را عمل کنند، در اين وضعيت، وظيفه ديگری بر د‌وش پيامبر(ص) می‌آيد و آن مديريت و رهبری جامعه است، که بيشتر جنبه اجرايی پيدا می‌کند که جدای از جنبه تعليمی است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی افزود: اين وظايف، در جانشين پيامبر(ص)هم صدق می کند؛ يعنی اگر عده‌ای اسلام را قبول کردند و جامعه اسلامی تشکيل شد، در اين صورت جامعه اسلامی مدير و مجری می‌خواهد که وظيفه دوم پيامبر است که اين وظيفه بر جانشين پيامبر(ص) نيز صدق می کند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">رئيس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره)، ادامه داد: پس جانشينان پيامبر(ص) نيز، ابتدا احکام را بيان می‌کند، که اگر مردم قبول نکردند که ديگر وظيفه ای بر او نخواهد بود، اما اگر قبول کردند و بيعت کردند، آن وقت يک وظيفه ديگری پيدا می کند و آن امامت عملی و اجرايی است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی گفت: به همين دليل زمانی که مردم از امام علی(ع) خواستند تا سرپرستی جامعه را به عهده بگيرد، ايشان گفت من به دنبال حکومت نبودم، چون اين‌ها از من خواستند، حجت بر من تمام شد و اگر نمی آمدند وظيفه من تنها بيان احکام دين بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">آيت الله مصباح يزدی، افزود: درست است که مشروعيت حاکميت امام علی(ع) بر جامعه اسلامی، از طرف خداست، اما چون مردم به سراغ او نرفته بودند، حجت بر او تمام نشده بود، کما اين که در طول ۲۵سال تنها وظيفه اش، بيان احکام بود و‌ظيفه اقدام نداشت، اما زمانی که مردم آمدند، بر ايشان واجب شد تا امامت عملی-اجرايی را به عهده بگيرد، چرا که حجت بر او تمام شده بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی خاطرنشان کرد: امروزه هم شايد ديده باشيد، که کسانی که با حکومت ولايت فقيه، موافق نيستند و با آن مخالفت می کنند، می گويند قرآن گفته است، "لا اکراه فی الدين"، پس حکومت حق ندارد مردم را به کاری الزام کند، در حالی که "لا اکراه فی الدين" برای پذيرفتن اصل دين است و قوامش به ايمان قلبی است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">عضو خبرگان رهبری، ادامه داد: همانطور که گفته شد، ايمان قلبی را با زور نمی‌توان ايجاد کرد، چرا که اکراه بردار نيست، اما اگر کسانی دين را قبول کردند، ديگر از "لا اکراه فی الدين" عبور کردند؛ حال برای اجرای احکام دينی و اجتماعی مجری و مسئول می خواهد و اين مسئله يک مسئله جديدی است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی اضافه کرد: امروزه هم اگر مردم آمدند و تسليم شدند و رهبری ولی امر مسلمين را پذيرفتند، اگر کسانی شلوغ کردند، آشوب کردند و خواستند که کودتا کنند، اينجا بايد با قوه قهريه جلويشان را گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">مصباح يزدی، گفت: کسانی که گفتند، مسلمان هستيم و می‌خواهيم که احکام اسلامی را اجرا کنيم؛ کار اجرايی و مديريت هم امام می‌خواهد و وقتی مردم با امام خويش بيعت کردند و جامعه اسلامی تشکيل شده و حکومت حق تحقق پيدا کرده است، اما اگر بعد از آن کسی مخالفت کرد، بايد با او برخورد کرده و او را سرجايش نشاند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی گفت: يا در مقام اجرای احکام اسلامی احکام کيفری می‌طلبد که اگر کسی دزدی کرد، دستش را بايد قطع کرد، و اين جا جايی نيست که بگوييم کار فرهنگی انجام دهيم و يا در قبال کسانی که فساد می کنند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">استاد حوزه علميه قم، گفت: يکی از وظايف دولت اسلامی، حفظ ارزش های اسلامی است؛ چرا که يک جامعه اسلامی بايد ظاهری خداپسندانه داشته باشد و عوامل فساد اخلافی، جنسی و هر نوع فساد ديگری بايد سرکوب شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی اضافه کرد: کار خصوصی بحث جدايی است، اما اگر علنا بيايند در خيابان و عربده کشی کنند، يا اگر کسی با سلاح به مردم حمله کرد، اين جا ديگر نصيحت جايی ندارد، چرا که کسی که سلاح با خود دارد و با آن به مردم حمله می کند، حکم محارب را دارد و حکم محارب نيز اعدام يا قطع دست و پای مخالف و يا تبعيد است و اجرای هر کدام از اين ها بستگی به نظر حاکم دارد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">مصباح يزدی، گفت: در اين جا نمی‌توان گفت "لا اکراه فی الدين" است، آزادی و دموکراسی و حقوق بشر است، چرا که در اين جا ديگر اين حرف‌ها نيست.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وی تأکيد کرد: اسلام، احکامی دارد و کسانی که مسلمان شدند و اين احکام را قبول کردند، بايد به اين احکام تن در دهند؛ تا قبول نکردند کسی هم مسئولش نيست، و حتی حاکم اسلامی هم، به دليل اين که ياوری ندارد، وظيفه ندارد، اما اگر حاکم اسلامی ياور داشت، بايد کمر را محکم ببندد، و احکام اسلامی را دقيقا اجرا کند و در اين جا ديگر بحث دموکراسی، آزادی و حقوق بشر جايی ندارد؛ پس "لا اکراه فی الدين"، برای پذيرش اصل دين است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">منبع: ايلنا: قم</p>]]></description>
            <author> info@shahrgon.com (شهرگان)</author>
            <pubDate>Fri, 03 Sep 2010 00:40:16 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2038:2010-09-03-00-42-26&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</guid>
        </item>
        <item>
            <title>ایران باید شیوا نظر آهاری، فعال حقوق بشر، را فورا ...</title>
            <link>http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2037:2010-09-03-00-40-06&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</link>
            <description><![CDATA[
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">نگرانی عمیقی نیز نسبت به گزارشی که در سایت دولتی رجا نیوز منتشر شده و ادعا می کند که خانم نظر آهاری برای گروه تروریستی مجاهدین خلق کار کرده است همچنان باقی است. حکومت ایران اجرای احکام اعدام را اغلب با عنوان مشارکت متهم در فعالیتهای تروریستی توجیه می کند. این پرونده در دادگاه انقلاب بررسی خواهد شد؛ دادگاهی که به شکل معمول مجازات اعدام برای اتهامات تروریستی صادر می کند و فرآیند و آیین دادرسی در آن در بیشتر مراحل به دور از چشم ونظارت عمومی صورت می گیرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">شیوا پیش از این نیز توسط مقامات و ماموران دستگیر شده و به واسطه فعالیتهای حقوق بشری اش در ایران چندین سال مورد آزار قرار گرفته بود.خانم هاوتالا تاکید می کند که "دلایل و مستندات زیادی وجود دارد که ما به این باور برسیم که شیوا به خاطر دفاع از حقوق بشر هدف قرار گرفته و دستگیری او وحشتناکترین تلاش برای ساکت کردن اوست. مسوولان باید فورا او را رها کنند".</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">منبع: هرانا</p>]]></description>
            <author> info@shahrgon.com (شهرگان)</author>
            <pubDate>Fri, 03 Sep 2010 00:38:23 GMT</pubDate>
            <guid isPermaLink="false">http://fa.shahrgon.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=2037:2010-09-03-00-40-06&amp;catid=45:2009-09-21-21-46-30&amp;Itemid=319</guid>
        </item>
    </channel>
</rss>
